ياقوت الحموي ( مترجم : منزوى )

520

معجم البلدان ( فارسى )

رزام [ ر ] « حوض رزام » نام كوهى است در مرو شاهجان منسوب به رزام پسر بو رزام مطوعى رزامى . او به همراه عبد الله بن مبارك به جنگ رفت و چند سال پيش از ابن مبارك شهيد شد . رزبيط [ ر ] پس از زاى نقطه دار . باى تك نقطه و ياى دو نقطه زير به گفتهء عمرانى نام شهرى در مغرب است . رزق [ ر ] با زاى تك نقطه ساكن . ابن فرات آن را در تاريخ بصره از آن ساجى ياد كرده گويد شهر رزق يك انبار سلاح ايرانى در بصره بود ، پيش از آنكه مسلمانان آنجا را نوسازى كنند . رزجاه [ ر ] با جيم و الف كشيده پايانين از بخشهاى بسطام در قومس است . [ 776 ] رزماباذ [ ر ] با ميم پس از زيا نقطه‌دار باى تك نقطه و ذال نقطه‌دار پايانين . ديهى از اصفهان است . از آنجاست : محمد پسر عبد الله پسر احمد پسر على راعى رزماباذى « 1 » . او به سال 528 از حافظ اسماعيل املاء برشنود . رزماز [ ر ] با زاى پايانين نام ديهى از بخشهاى صغد سمرقند ، در ميان اشتيخن و كشانيه در هفت فرسنگى سمرقند است . بدانجا نسبت دارد : بو بكر محمد پسر جعفر پسر جابر پسر فرقان رزمازى « 2 » صغدى دهقان . او از عبد الملك پسر محمد استرآبادى و جز وى برشنود . بو سعيد ادريسى از وى روايت مىكند . او به سال 379 درگذشت . رزمان [ ر ] با نون پايانين . عمرانى اين واژه و واژهء پيشين را ياد كرد و دربارهء دو مىگويد : نام جايگاهى است در شش فرسنگى سمرقند . رزم [ ر ] به گمان من از ريشهء رازمت الابل يعنى شتران يك بار خارترش و يك بار شيرين چريدند . راعى چنين مىسرايد : كلى الحمض عام المقمحين و رازمى * الى قابل ثمّ اغدرى بعد قابل « 3 » اين واژه نام جايگاهى در سرزمين مراد است . كه روزى ميان قبيلهء مراد و قبيلهء همدان و حارث پسر كعب در روزيكه جنگ « بدر » در آن رخ داده است ، نبردى ديگر روى داده است . مالك پسر كعب پسر عامر شاعر جاهلى چنين مىسرايد : كفينا غداة الرّزم همدان آتيا * كفاه و قد ضاقت برزم دروعها « 4 » وادى الرّزم جايى است در سرزمين ارمنستان كه آب بسيار دارد و نزديك تپهء فافان به دجله مىريزد و با آب اين دره ، آب دجله افزايش مىيابد تا آنجا كه در آن كشتى رانى توان كرد . سپس در جايى كه ملك پاتريارك ( بطريق ) موشاليق است از ارمنستان بيرون مىرود . رودخانه‌اى كه از بدليس جدا مىشود نيز به همين درهء رزم مىريزد . و خود از بخش خلاط سرچشمه مىگيرد . رزه [ ر ز ] جايگاهى است نزديك هرات . « رزه » در چند جاى ديگر از كشور ايران نيز هست . رزيق « 5 » [ ر ] با ياى دو نقطه زير و قاف پايانين رودخانه‌اى است به مرو كه گور بريده اسلمى از ياران پيامبر خدا ( ص ) در آنجاست . حازمى آن را با تقديم زاى نقطه‌دار بر را ياد كرده كه درست نيست . زيرا من آنچه از مردم مرو شنيدم نوشته‌ام . سمعانى نيز در كتاب « نسب » با تقديم راى بىنقطه ياد كرده است . و همچنين عمرانى نيز با تقديم بىنقطه ياد مىكند . حازمى گويد « زريق » رودخانه‌اى است در مرو كه بخشى بزرگ كنار آن است و خانهء احمد بن حنبل در آنجا بوده و اكنون در بيرون آنجاست و ساختمانى ندارد . بدانجا نسبت دارد احمد پسر عيسى جمال ( شتربان ) مروزى رزيقى « 6 » از بزرگان ياران ابن مبارك . او از گروهى از مردم مرو از فضل پسر موسى و از يحيى پسر واضح حديث مىآورد . ابن فقيه گويد « مرو رزيق » و « ماجان » دو رودخانهء بزرگ و زيبا هستند كه آبشخور بيشتر روستاهاى آن ديارند . و از على بن جهم چنين گواه مىآورد : جاوز النّهرين و النّهروانا * أ جلولا يأمّ أم حلوانا ما اظنّ النّوى تسوّغه القر * ب و لم تمحض المطّى البطانا

--> ( 1 ) . ش . ش : 2698 نقل از همين جا . ( 2 ) . ش . ش : 2489 نقل از انساب : 252 ، لباب 2 : 24 . ( 3 ) . خارترش را بسال گندم روييدن بخورد گاهى از اين و گاهى از آن برخوردار شود . ( 4 ) . ما شبانگاه رزم قبيلهء همدان را كه آمده بود بازداشتيم به طورى كه زره‌هاى ايشان در رزم كم آمد . ( 5 ) . قزوينى ، آثار ع ص 362 ، جهانگير ص 426 ، مراد ج 2 ص 116 ، بو الفدا - آيتى ص 531 از مرو شاهجان شمرد . ( 6 ) . ش . ش : 351 از لباب 2 : 24 ، انساب 252 .